السيد محمد حسين الطهراني

37

معاد شناسى (فارسى)

حيات دنياست . پس يك حيات است و بس ؛ ظاهرى دارد و باطنى : ظاهرش همين زندگى بهيميّت و شهوت و وهم و غفلت از سراى جاودانى و حيات انسانى ابدى و معنوى است ، و باطنش حيات انسانى و معنوى و روحى و عقلى است كه مستلزم و ملازم با بيدارى و هشيارى است ، كه هر كدام از اين دو صورت كه دو وجههء اين حيات واحد را تشكيل داده‌اند ، پس از مرگ بطور بروز و ظهور نمايان شده و تجلّى مىنمايند . و مىفرمايد : أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ . « 1 » « آيا اين مردم با خود فكر نمىكنند كه پروردگار ، آسمانها و زمين و ما بينهما را نيافريده است مگر به حقّ و أجل مُسمّى ؟ ! و حقّاً كه بسيارى از مردم ، به زيارت و لقاء پروردگارشان كافرند . » يعنى خلقت آسمانها و زمين ، اگر به ديدهء حق نگريسته شود و با حقّ و أجل مسمّى ملاحظه گردد ، راه مستقيم و استوار فكرى است ؛ و اگر به ديدهء باطل نگريسته شود و با انكار لقاء خداوند توأم باشد ، راه كج و انحراف فكرى است . و مىفرمايد : وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً

--> ( 1 ) آيه 8 ، از سورهء 30 : الرّوم